السيد محمد حسين الطهراني
64
معاد شناسى (فارسى)
از جهتى در مقابل سفر دوّم است ، سفر در خلق است با حقّ » . و چون عشق و مستى و شور و غوغاء در سلوك فقط در سفر اوّل است و در بقيّه اسفار طمأنينه و سكينه و قرار است ، شايد بر اين اساس معناى شعر حافظ كه فرمايد : نگويمت كه همه ساله مىپرستى كن * سه ماه مى خور و نُه ماه پارسا مىباش روشن شود ، زيرا يك دورهء سفر كه شامل چهار مرحله است ؛ يك ربع اوّل آن را كه سفر اوّل است به مىخورى و سه سفر ديگر را به پارسائى تعبير فرموده است . مرحوم حكيم الهى آخوند ملّا محمّد رضا قمشه اى راجع به كيفيّت اسفار اربعه مطالبى بيان فرموده است ؛ و محصّلش آنست كه : سفر اوّل كه از خلق بسوى حقّ است ، به رفع حجابهاى ظلمانيّه و نورانيّه است . و حُجب ظلمانيّه متعلّق به نفس و حجب نورانيّه متعلّق به قلب و روح است ؛ كه بايد سالك از انوار قلبيّه و اضواء روحيّه بگذرد ؛ و از مقام نفس به قلب ، و از قلب به روح و از روح به مقصد اقصى حركت كند . پس عوالم ميان سالك و حقيقت او سه عالم است ؛ و تمام حجابهائى كه در اخبار بيان شده ، و يا در لسان بزرگان آمده است همگى راجع به اين سه حجاب است . وقتى اين سه حجاب برداشته شد ؛ و اين سه عالم ، يعنى نفس و